جمعه هفتم تیر ۱۳۹۲ - 15:55 - سخن ور -
تورا............
تورا می بویم و سرخوش زعالم کنار یار زیبا از چه نالم
امیدم، آرزویم، مهربانم قرار بی قراری های جانم
گلی هستی زباغ عشوه و ناز چگونه از تو گویم با زبانم
نه از جام شراب هفت ساله من از چشمان تو دیوانه حالم
بیا و آتش عشقی بیافروز در این آتشگه سرد خیالم
بیادر این دو روز عمر کوته چراغ دل بزن بر آشتیانم
وفادار تو ام هرلحظه هر جا اگر حتی به پیش تو نمانم
از کجا آغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشق باشد